همه چیز با گزارش ویژه یی که روزنامه دنیای فوتبال در روز سه شنبه چاپ کرد شروع شد. یعنی البته قبلاً شروع شده بود و از آن زمان به بعد رنگ رسانه یی به خود دید. در قسمتی از این مطلب آمده بود:
اینکه قهرمان زنده را عشق است یک چیز است و اصل فراموش نشدنی «مرده پرست» بودن ما ایرانی ها یک مبحث دیگر، که بعضی مواقع در تقابل با یکدیگر فضای ناخوشایندی را می توانند ترسیم کنند.
دیگر صغیر و کبیر بر این عقیده اند که «علی دایی» افتخار فوتبال ایران و آسیاست و هر چقدر هم که بر روی سکوها و صفحه روزنامه ها تلاش برای مخدوش ساختن این چهره ملی صورت پذیرد ولی در نهایت هیچ قدرتی را یارای دستکاری آمار و ارقام ثبت شده بر جریده زمان نیست و در نهایت احترام منتقدین عزیز عرض خود می برند و زحمت اطرافیان افزون می کنند و علی دایی کماکان در جاده هایی که تعیین کرده پیش می رود و پیش می رود.
در راستای بهره برداری از این مشهوریت جهانی و محبوبیت استانی بود که مسؤولین شهر اردبیل چندین سال پیش تصمیم گرفتند که از این نمد کلاهی برای خود ببافند و طی یک پروسه بلند بالا و تهییج افکار عمومی اعلام کردند ورزشگاهی بیست هزار نفری به نام «علی دایی» در اردبیل احداث خواهد شد.
این گذشت و آرام آرام و با تأنی خاصی کار ساخت و ساز شروع شد تا اینکه به جایی رسید که مسؤولین دخیل در قضیه حتی دست یاری به سمت خود «دایی» هم دراز کردند تا مقادیری کمک مالی در راستای تکمیل پروژه دریافت کنند و «دایی» هم که در این گونه موارد فوق العاده بی تعارف تشریف دارد دست رد به سینه اشان زد حالا شاید این دست رد به سینه مسؤولین دولتی خوش نیامده و یا الله اعلم روابط شکراب فیمابین دایی و سازمان تربیت بدنی سبب ساز شده است که جناب علی آبادی ریاست سازمان تربیت بدنی دستور اکید داده اند تا اسم «علی دایی» از ورزشگاه حذف شده و فعلاً فقط با تابلوی ورزشگاه بیست هزار نفره مواجه باشیم.
ورزشگاهی که امروز و فردا قرار بود افتتاح شود و حتی با رایزنی هایی که قرار بود صورت گیرد از دعوت تیم ملی فوتبال ایران و یک بازی دوستانه با تیمی خارجی خبر داده بودند که این قضیه پیش آمد. آگاهان عقیده دارند دیوار بی اعتمادی روابط بین علی دایی و محمد علی آبادی آنقدر مرتفع است که حتی آن جلسه فرمالیته دو ساعته چند ماه پیش هم نتوانسته است تأثیری در برقراری یک مفاهمه مشترک داشته باشد و این امر را به نوعی تسویه حساب علی آبادی با دایی قلمداد می کنند.
از سوی دیگر به نظر می رسد که مخالفت چندانی با دستور ارسال شده ریاست سازمان در بین مسؤولین استانی مشاهده نمی شود. چرا که دایی به دلیل شخصیت منحصر بفردش هیچ گونه اجازه بهره برداری از نام و نانش را به مسؤولان استان نداده و شاید حتی هیچ کدام را به چهره هم نمی شناسد در نتیجه آنها هم دلیل خاصی برای سرپیچی از دستور معاونت رییس دولت در خود احساس نمی کنند.
در هر حال آن گزارش که از همان ابتدا هدفش بهبود شرایط بود کارکرد خودش را نشان داد تا به فاصله چند ساعت مسؤولین استان و تربیت بدنی مجاب شوند در تصمیم اتخاذ شده تجدیدنظری کنند و آن گونه که از شواهد پیداست روز شنبه تابلوی پایین آورده شده از ورودی ورزشگاه به جای قبلی الصاق شود. خوب الحمدا...، خدا را شکر، کور از خدا چه می خواد، دو چشم بینا!
حالا این وسط این سؤال پیش می آید این قضیه از ابتدا از کجا سرچشمه می گرفت و چگونه و با چه اهرمی این سرچشمه کور شد و دیگر اینکه اگر رسانه ها غفلت می کردند و پوشش خبری مناسبی نمی یافت قضیه مسکوت می ماند و فقط دو تا تابلو جای خودشان را عوض می کردند؟
واضح و مبرهن است که قضیه خیلی بیش از دو تا تابلو ارزش و اعتبار دارد. علی دایی همیشه و همه حال گفته و نشان داده که به این گونه کارها نه نیاز و نه علاقه یی خاص دارد. او سرش را انداخته پایین و بازی اش را کرده و گل اش را زده و رکوردش را شکسته و آردش را بیخته و الکش را آویخته. اگر هم بخواد ورزشگاهی به اسم خود داشته باشد آنچنان سرمایه یی مادی و معنوی دارد که به سه شماره ورزشگاهی بزرگ تر و شیک تر و با امکانات تر در هر کجای ایران به اسم خود احداث کند. پس این مائیم که نیازمند چنین اسطوره ها و نام و یادشان برای نسل آینده هستیم.
علی دایی امروز با کمال استغنا و روحیه تنزه طلبی اش حق دارد که دلگیر باشد. دلگیر از سیاست زده هایی که به همه چیز از زاویه دید سیاسی می نگرند و یک روز می گذارند و روز دیگر برمی دارند تا ما همچنان مغموم از این همه تصمیمات احساسی، کارشناسی نشده و بی پشتوانه باشیم و روز و شب در پی پاسخ به این سؤال: «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟»
حالا دوستان سیاسی می توانند بعد از خوابیدن گرد و خاک قضیه شبی در آسایش بر بالش خواب بنهند و در دل کل خبرنگاران را از دعای خیر خود محروم نکنند که چرا با فضولی های بی موقع خود خواب خوش آنها را پریشان می کنند؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:41  توسط حمید رستمی
|
