تورک اوغلان
آقا ما بعد از مدتی غیبت با یک سؤال اساسی بازگشت پرافتخار خویش را اعلام می کنیم و امیدواریم یک فقره جواب حسابی به این سؤال حسابی ما داده شود وگرنه باز هم می رویم جایی که نه نامی از ما باشد و نه نشانی. این روزها کلاً این جور حرف زدن مد شده؛ همه افه شخصیت می آیند و در حالیکه خودشان را به منتهی الیه طرف راست تریبون کج کرده حرف های چپکی تحویل خلق الناس می دهند که چی؟ که اینکه فلانی این جوری است و بهمانی آن جوری. فلانی شب موقع خواب از مسواک استفاده نمی کند و بهمانی ناخن هایش را سر وقت نمی گیرد و مثل حسنی قصه ها حمام رفتن اش حکایتی است. در عوض دلشان خنج ** زده است که روزی چند بار سری به آرایشگاه محل زده و سر و سامانی به قیافه ظاهری اشان بدهند.
خب تا اینجای کار انصافاً چندان هم پر بیراه نمی گویند چون در طول تاریخ هر چیزی زمان بندی خاص خودش را ندارد. برادر من نمی شود که شما روزی شصت بار بروید اصلاح کنید ولی سالی ماهی یک بار مسواک نزنید و هنگام حرف زدن از دهن تان بو بیاید و حرف های بودار بنویسید.** نکنید این کار را به خدا زشت است ما فردا جواب در و همسایه را چی بدهیم که این همه بوهای نامطبوع از لابلای حروف شما بر جامعه متصاعد می شود.
ولی خدائیش با چیزی که زیاد از اساس حال نمی کنم همین کلمه «میانه رو» هاست. هر چقدر که فکر می کنم عقلم به جایی قد نمی دهد. آخر چه سحری ست در این کلمه یا نه شاید هم سحر در خود میانه باشد که هر کس به آنجا مسافرت کرد می شود آدم خوبه است. مگر «اردبیل رو» ها چه اشکالی دارند. اگر بگویند قدمت؟ خب اردبیل هم که قدمت و سابقه نداردو تازه پانزده سالی هم می شود برای خودش استانی شده است. در ثانی آش دوغ و قارا حلوا و خیلی چیزهای دیگر دارد مخصوصاً چهارراه و شریعتی که ملت می توانند در ما بین اشان تردد کنند و حال و احوال همدیگر را بپرسند.
هر چقدر فکر می کنم عقل ناقص ام یاری نمی کند و جوابی که بتوانم برو بچه ها را قانع کنم پیدا کنم.
یک دفعه فکر نکنید چون زیاد میانه نرفته ام و به محسناتش آگاه نیستم. ولی خب آن دو سه دفعه یی که ما از داخل شهر عبور کرده ایم خب چیز چندان متفاوتی نسبت به اردبیل خودمان به چشمان مشاهده نکرده ایم حالا اگر این شهر این پتانسیل را دراد که 290 نفر از مسافرانش را یک راست بفرستد مجلس باید بانیان شهر تبریک گفت.
ولی نه... نمی شود... شاید اگر مثلاً مراغه بود می گفتیم به خاطر صابون اش است یا قزوین به خاطر سنگ پایش (البته این دو تا خم اشکال اساسی که دارند زیای به موارد اصلاحی مربوط اند)، نه من به ** قاطع عرض می کنم که هیچ دلیل خاصی نمی توان تراشید و اسباب برتری را فراهم کرد.
شاید تأکید می کنم شاید اگر مثلاً بلاد کفر مثل سانفرانسیسکو یا لس آنجلس بود تأکید می کنم شاید به دلیل جذابیت بصری اش تفاوتی در قضیه پیش می آمد ولی خب مگر فرق میانه با اردبیل چقدر است که یکی بتواند 290نفر بفرستد مجلس و دیگری هیچی. حالا اردبیل هیچ شاید برخی ها بگویند که ما پارتی بازی می کنیم. تبریز چی؟ تبریز که برای خودش همیشه یلی بوده و همیشه به عنوان یک جای خیلی بزرگ مطرح بوده؟ مغز آدم سوت می کشد!
ما که هر چی فکر کردیم به جایی نرسیدیم. شاید هم توی همین ماه یک سر برویم میانه! خدا را چه دیده اید شاید ما هم جزو همان 290 نفر میانه رویی شدیم که شوخی شوخی قبای وکالت تنمان کردیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:40  توسط حمید رستمی
|