قدرت خوب است. قدرت جذاب است و اینک پس از سال ها به این امر مهم رسیده ایم که آنهایی که در قدرت هستند چقدر شیفته قدرتند و به نام خدمت تشنه مقامی هستند که بدان رسیده اند و دیگر شک نداریم آنهایی که آزادی و دمکراسی را منحوس و زشت می دانند چرا این چنین از واژه دمکراسی می هراسند. تردیدی نمانده است که دلبستگان به قدرت چگونه هشت سال نسیم دمکراسی را که به آنها فرصت بالیدن و رشد کردن و کوبیدن اصلاحات و آزادی را دادند را به یکباره فراموش کردند و فرصت حرف زدن، ماندن و انتقاد را هم در دوره سردمداری خود از همان هایی گرفتند که قدرت را از آنها گرفته بودند. در فضای دمکراتیک و انتخاباتی حداقل آنقدر آزاد که از آن سو که اینک به نام اصولگراها آمده اند تا رایحه خوش خدمت!! را به مردم بچشانند، همه آمده بودند برای انتخاب شدن.
دم از کابینه هفتاد میلیونی زدند و هر آنچه که در دایره تنگ و تاریک یاران خود نبود را از خود راندند چنانکه اصولگراهایی چون لاریجانی و قالیباف را هم نمی توانند و نتوانستند تحمل کنند و از هاشمی رفسنجانی که از پایه های انقلاب است در سی سال پیش، دشمن تراشیدند هم شأن مخالفان خارج از کشورشان، غافل از آنکه رییس این دولت دوازده سال پیش استاندار وزارت کشور دولت هاشمی رفسنجانی بود. خاتمی، رییس جمهور هشت ساله این نظام را تا حد یک برانداز نظام – همان نظامی که او و یارانش ساختند و به اینجا رساندند!- پایین آوردند و مرکز گفتگوی تمدن ها را که حاصل خرد خاتمی بود، از بین بردند تا به همه بفهمانند که هرگز و هرگز گفتگو را تاب نمی آورند و برای دولتمردان کنونی تنها مونولوگ مانده است و کابینه هفتاد نفری که گل بگویند و گل بشنوند و آمار غیردقیق بسازند و جواب سؤال را با سؤال بدهند و هر روز فکر کنند که بهتر از دیروز هستند.
گفتند نفت را سر سفره مردم می آوریم و تنها بوی تند آن را که گرانی و تورم بود به همان مردمی دادند که در انتخابات شعار آنها را قبول کردند و یک روز گوجه فرنگی سر به آسمان زد و رییس دولت بی خبر از همه جا بقال سرکوچه اشان را مثال زد و یک روز تخم مرغ تا 100 درصد گران شد و وزیر رفاهش گفت: «از کی تا حالا همه تخم مرغ خور شده اند.» و البته راست می گفت چون در سبد خانواده اش تخم مرغ در انتهای اقلام دیگر است و مطلع نیست غذای اصلی طبقه متوسط و زیر خط فقر – همان هایی که به رأی آنها به قدرت رسیده اند و اینک آنها را انکار می کنند – است و خواهد بود. مسکن را که در دولت خاتمی روی آسایش دید و مردم را به وسوسه پس انداز و خانه دار شدن انداخت را به چنان بلیه ای دچار کرد که رویای خانه دار شدن برای جوانان به خواب آنها منتقل شد و الحمدا... وزیر مسکن فرمودند که اصلاً قرار نیست دولت به کسی خانه بدهد – چون بدون تردید همه افراد کابینه 70 نفری مسکن دارند – گفتند نفت در دست مافیا است و قرار بود از دست آنها آزاد شود و البته از دست مافیا آزاد شد. گفتند از میان مردم آمده اند برای مردم کار کنند و البته برای رفاه حال مردم هولوکاست را انکار کردند و روزی دو وعده با هوگوچاوز دیدار کردند و یک جفت قطعنامه به ملت هدیه دادند تا هواپیماهای فکسنی در آسمان یکی یکی مهمانان ابدی را به دیار باقی بفرستند.
گفتند...
گفتند و گفتند و تنها به آنی عمل کردند که خودشان می خواستند و رایحه خوش خدمت را پراکندند و اینک مرد و مردانه تنها به آن یک مورد آخرش عمل کردند:
زدودن خاطره اصلاح طلبی.
و البته تردیدی نیست که موفق شده اند ولی انگار در مجلس هفتم هنوز چهار عدد و نصفی مخالف مانده بود که نمی توانستند سکوت کنند و هیئت اجرایی در یک اقدام ضربتی – مثل همان انحلال سازمان برنامه ریزی کشور (مگر مملکت برنامه ریزی می خواهد؟) – همه آنها که اصلاح طلب بودند یا اعتراض کرده بودند یا خدای نکرده قرار بود اعتراض کند یا زبانم لال قرار بود اصلاح طلب شود را به یکباره، ضربتی و دندان شکن رد صلاحیت کردند تا همچنان هولوکاست و قطعنامه و انرژی هسته ای را جای گوجه فرنگی و تخم مرغ به سر سفره های ما آورند و بذرافشان مهر و داد شود از قِبَل نفت و سایپا و محصول صداقت در آتیه ساز و کار دول نهم بخشکانند.
و سخن آخر با هیئت اجرایی اردبیل است: نمی دانم چقدر در جریان تاریخ اردبیل بوده اید و چقدر از تاریخ انقلاب اردبیل خبر دارد ولی لااقل بهتر بود این را درک می کردند که آنهایی که رد صلاحیت شده اند سابقه انقلابی طولانی دارند و خون در راه این انقلاب داده اند. اینها افتخار این شهر عزیز هستند. انقلاب ایران در اردبیل مدیون خانواده های اینهاست. و کاش آن« جوان که به یمن جان فشانی پیرمؤذن ها و غریبانی ها در صدر نشسته اند و حکم رد صلاحیت را به راحتی بر پایین صفحه حذف رقیب می زنند، چند ساعتی هم پای صحبت بزرگترهایشان می نشستند و چند کلمه هم درباره انقلاب کنندگان می شنیدند.
قدرت جذاب است و تشنگان قدرت به جذابیت آن پی برده اند؛ قدرت ارزانی اشان...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:6  توسط وحید علیرضایی
|