به عنوان یک فعال سیاسی و البته دانشجوی علوم سیاسی در طی دو سال گذشته همواره این سؤال برایم مطرح بوده که چرا احمدی نژاد رییس جمهور ایران شد؟ جدای از حب و بغض های سیاسی و طرفداری از شخص یا گروهی خاص سعی در پیدا کردن جوابی علمی و قانع کننده برای این سؤال بودم چرا که در بین افراد و شخصیت های مختلفی که در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای این پست حکومتی بودند افراد و شخصیت های به مراتب ذیصلاح تری حضور داشتند که از جنبه های گوناگون بر محمود احمدی نژاد برتری داشتند.
اگر مسایل مربوط به حاشیه های انتخابات و بحث هایی که در مورد ابهام در سلامت انتخابات پیش آمد و البته تئوری توهم توطئه را کنار بگذاریم، مفهوم مشارکت سیاسی اصلی ترین و مهم ترین موضوعی است که در پیروزی احمدی نژاد به ویژه در مرحله دوم خودنمایی می کند. به یقین می توان گفت که طرفداران احمدی نژاد و به ویژه راست گرایان در نهمین انتخابات ریاست جمهوری تعریف روشن تری از مشارکت سیاسی ارایه دادند و با مشارکت سیاسی فعال، کاندیدای خود را به مقام ریاست جمهوری رساندند.
با توجه به نزدیک بودن انتخابات مجلس هشتم و فضای انتخاباتی ایجاد شده که به نظر چندان جذاب و خوشایند نمی آید و همچنین با توجه به فشارهای اقتصادی که بر دوش مردم سنگینی می کند، شاید بحث مشارکت سیاسی به طور کلی و البته مشارکت سیاسی در سطح احزاب و جناح های مختلف، دغدغه اصلی سیاست گذاران جمهوری اسلامی و البته سران گروه ها و احزاب باشد. چرا که عدم مشارکت فعال سیاسی اکثریت مردم در انتخابات مجلس از یک طرف مشروعیت نظام سیاسی و از طرف دیگر جایگاه احزاب و گروه ها را در نظام سیاسی جمهوری اسلامی مختل می کند. تجربه انتخابات ریاست جمهوری ثابت کرد که راست گرایان و اصولگرایان در آن انتخابات، بیشترین سود را از مشارکت فعال سیاسی طرفداران خود بردند و در مقابل، اصلاح طلبان و جناح چپ بزرگ ترین ضربه را از مشارکت منفعل اکثریت مردم خوردند. با این مقدمه به تعریف مشارکت سیاسی
می پردازیم.
تعریف مشارکت سیاسی:
قبل از تعریف مشارکت سیاسی ضروری است ابتدا معنای کاربردی واژه مشارکت مورد توجه واقع شود. مشارکت به معنای همکاری، شرکت داشتن یا حضور داشتن؛ یعنی صرفاً حضور یک فرد در اجتماعی که برای بحث و تصمیم گیری درباره مسأله ای تشکیل شده است، می تواند به عنوان مشارکت داشتن تلقی شود. اما آنچه در این نوشتار مورد توجه نگارنده می باشد عنصر اساسی در مشارکت اجتماعی و سیاسی، یعنی آگاهی و رغبت است. به طوری که برخی آن را تقبل آگاهانه انجام بخشی از امور در شکل همکاری از روی رغبت به قصد بهبود و بهسازی زندگی اجتماعی می دانند. بر این اساس مشارکت شرکت فعالانه انسان هاست در حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات و به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن.
از این رو تشویق به مشارکت و تسهیل در فرآیند تحقق آن همواره مورد توجه مصلحان اجتماعی بوده است و آن را فرایندی می دانند که در طول زمان روی می دهد همواره در حال تکوین، تکرار و تداوم است و در خلال آن، استعدادهای افراد از طریق همکنشی با دیگران متبلور شده و به خودیابی و در نتیجه مسؤولیت پذیری نایل می آیند. بنابراین مشارکت سیاسی را می توان به مثابه مجموعه ای از فعالیت ها و اعمال تعریف کرد که شهروندان به وسیله آن اعمال در جستجوی نفوذ یا حمایت از حکومت و سیاست خاصی هستند.
سی. رایت میلر بر این باور است که اگر فرد بتواند قوانین جدید وضع و عنداللزوم قوانین موجود را تغییر دهد به مشارکت سیاسی نایل آمده است. در حقیقت اندیشه مشارکت سیاسی مستلزم دعوت کسانی به شرکت در فرایند تصمیم گیری های کلان کشوری و سهیم شدن در قدرت می باشد که تاکنون نقشی در اداره جامعه نداشته و حداکثر به هنگام ضرورت، توسط حکومت و برای مقاصد معین بسیج می شده اند.
مشارکت سیاسی به عنوان پدیده ای جدید در نظام های سیاسی معاصر نقطه تلاقی جامعه و حکومت است، به واقع مشارکت سیاسی محصول توافق بنیادین میان شهروندان در فرآیند تصمیم گیری و خط مشی های سیاسی است. به طور کلی مشارکت سیاسی به اعمالی اطلاق می شود که هدف از آنها تأثیرگذاری بر سیاست های عمومی به منظور شرکت عموم در فرآیند تصمیم سازی دستگاه های اداری و نهادهای حکومتی و انتخاب رهبران سیاسی و در نهایت اداره حکومت و کشور است. میل و رغبت یا انگیزه هایی مانند: جستجوی مقام سیاسی – اداری، عضویت در سازمان های سیاسی و حزبی، مشارکت در اجتماعات و بحث سیاسی انگیزه های اقتصادی و مالی، انگیزه های فرهنگی و... می تواند از جمله دلایل لازم برای مشارکت فعال سیاسی باشد که با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه و اولویت نیازهای اجتماعی درجه بندی می شود. در پایان ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که احزاب در ایجاد مشارکت فعال سیاسی در جوامع مختلف از اهمیت به سزایی برخوردارند و نظام های حزبی بیشترین و به سامان ترین نظام ها در ایجاد مشارکت فعال سیاسی به معنای واقعی آن هستند.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:0  توسط داور نوروزی
|
