مصاحبه با اصغر تقی زاده شکیبا باید خیلی زودتر از اینها صورت می گرفت. شاید بعد از پایان دور نخست مدیریتش و شاید هم در خلال مدیریت دومش. چندین بار طی سال های گذشته سعی کردیم که طی یک مصاحبه یی بلند سیاست های فرهنگی دولت نهم و شخص شکیبا را به چالش بکشیم تا بلکه بتوانیم کمکی هر چند کوچک در راه پیشبرد فرهنگ استان داشته باشیم. اما نشد و مصاحبه ماند و ماند تا روزی که شکیبا بازنشسته شد و کسوت مدیریت فرهنگ استان را از تن بدر کرد تا در یک صبح دل انگیز پاییزی که هنوز سرمای اردبیل خودش را نشان نداده در فرهنگسرای فدک میهمان اش شویم. البته در طی این دو ساعت زحمت زیادی هم آقای جلال زاده مدیریت فدک متحمل شدند که کلی سپاسگذار ایشان هستیم.
رو در رو با ِ«اصغر تقی زاده شکیبا» مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد استان اردبیل:
منطقی نیست که در برابر نقد صف آرایی کنیم
¿ امیدواریم که سیاست های راهبردی دولت نهم و دولت های آینده در حوزه فرهنگ تؤام با نگاهی مهربانانه تر از نگاه امروز باشد
¿ بنابراین نه مردم و نه نظام هیچ سودی از نفی گذشته عایدشان نمی شود و هر کسی در طول این سی سال قبول مسؤولیت کرده اند در حد امکان
در جهت توسعه کشور تلاش کرده اند و ما نباید همه آنها را زیر سؤال ببریم هر چند که به عنوان مثال در قالب دولت نهم نباشد
... حمید رستمی – رضا علی نژاد ...
آقای شکیبا یکی از مهم ترین بحث ها در مورد شما این قضیه است که چگونه یک فرد می تواند هم منتخب عطااله مهاجرانی برای یک پست باشد و هم انتخاب صفار هرندی، می خواهیم فلاش بکی به گذشته بزنیم و بپرسیم که چگونه شد که شما در دور اول دولت اصلاحات به مدیریت فرهنگ استان انتخاب شدید؟
اگر بخواهیم به باستان شناسی موضوع و شأن نزول امر بپردازیم باید ساعت ها در این مورد بحث کنیم. ولی اگر بخواهیم اجمالاً به این موضوع بپردازیم باید بگویم که خب من از سال ها قبل با این عرصه بیگانه نبودم و به عنوان یکی از فعالان عرصه تعلیم و تربیت کشور در عرصه آموزش و پرورش نوع رفتار فرهنگی بنده را سامان داده شده بود و از بنده شخصیتی ساخته بود که مورد توجه دیگران و یا مدیران کلان کشور قرار گیرد و آنها با اعتماد خود مسوولیت های این چنین را به بنده واگذار کنند. پیش از اینکه در دور اول اصلاحات بنده این مسوولیت را قبول کنم در کسوت یکی از مدیران و برنامه ریزان کلان وزارت آموزش و پرورش در خدمت هموطنان عزیز خصوصاً دانش آموزان سراسر کشور بودم بنابراین فعالیت های فرهنگی و هنری در این عرصه و در جهت تأمین نیازهای روحی و روانی دانش آموزان مقاطع مختلف کشور در عرصه نظام پرورش این امکان را برای ما به وجود آورده بود که در جهت تأمین این نیازها در قالب انجام برنامه های نمایشی، هنرهای تجسمی، فیلم و... که سابق بر این در چهارچوب معاونت پرورشی اجرا می شد انجام وظیفه نماییم. حالا چقدر در این عرصه موفق بودیم و یا ناموفق در حوصله این مقال نیست. ورود من به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره آقای میرسلیم صورت پذیرفت در سال 75 بنده به دعوت این وزارتخانه وارد سیستم فرهنگی و هنری کشور شدم و به عنوان معاون طرح و برنامه دفتر مجامع و فعالیت های فرهنگی به مدت دو سال انجام وظیفه نمودم که آقای مهاجرانی به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شدند کمی بعد بنده از سوی نمایندگان وقت استان و همچنین تعدادی از چهره های مذهبی – فرهنگی استان جهت تصدی مدیر کلی معرفی شدم. صحبت های اولیه که با بنده صورت گرفت تمایلم را اعلام کردم که البته یک مصاحبه یی هم آقای مهاجرانی با بنده داشتند.
خب در این مصاحبه روی چه مسائلی بحث و بررسی صورت گرفت؟
در آخرین دیداری که بنده قبل از مراسم معارفه با آقای مهاجرانی داشتم گفتگوی نسبتاً طولانی با ایشان داشتم، که ایشان بیشتر می خواستند با دیدگاه های فرهنگی بنده آشنا بشوند و توصیه هایی که در باب معرفت شناسی حوزه فرهنگ و هنر در آن مقطع زمانی را انتقال دهند. در نهایت من از ایشان خواهش کردم که به این نکته مهم توجه داشته باشند که بنده به عنوان یک معلم و فرهنگی یک فرد جناحی متعلق به سلیقه های سیاسی نیستم. شاید اگر با معیار امروز بسنجیم نه من اصلاح طلب هستم و نه در جناح راست. اگر مأموریتی برای من در جهت خدمت به فرهنگ استان واگذار می شود علاقمند نیستم
سلیقه های خاص و رفتارهای جناحی از بنده مورد انتظار باشد. طبیعتاً بنده تنها در چهارچوب نظام، ولایت و اهداف وزارتخانه و مدیریت امروزین انجام وظیفه می نمایم.
ولی حداقل می توانستید منافع دولت را در نظر داشته باشید؟
بعله خب، ولی منافع دولت در چارچوب نظام تعریف شده است. وزیر و برنامه هایش از مجلس رأی اعتماد گرفته بود در نتیجه قابلیت اجرایی داشت. در جواب آقای مهاجرانی فرمودند که بنده از شما چنین درخواستی ندارم و شکیبا را بماهو شکیبا می خواهم و اظهار کردند که «من با تفکر و اندیشه شما آشنایی دارم و حتی تألیفات شما را هم مطالعه کرده ام».
به رغم تمام موفقیت هایی که شما در دور اول مدیریت تان در عرصه های هنری داشتید و یک شور و شوق خاص در بین هنرمندان بوجود آورده بودید ولی در دعوت از سخنران ها کار بجایی رسید که صدای خیلی ها درآمد و به نوعی شائبه تقابل شما با دولت پیش آمد!
آن برنامه با حضور مرحوم دشتی محقق نهج البلاغه برگزار شد. اگر خاطرتان باشد آن سال به نام سال امام علی (ع) نامگذاری شده بود بنابراین در سراسر کشور چنین برنامه هایی در جهت بازشناسی نهج البلاغه و اندیشه های امام علی (ع) برگزار می شد و حتی آقای دشتی قبل از اردبیل در شهر کرمان هم سخنرانی داشتند. بنابراین اگر دقیق تر شویم می بینیم که در کرمان هیچ مسأله خاصی پیش نمی آید ولی بلافاصله در اردبیل آن حساسیت ها برانگیخته می شود آن هم نه در بین عموم بلکه قشری خاص.
تصاویر و فیلم های موجود از آن جلسه نشان می دهد که مردم اردبیل استقبال خوبی از آن برنامه به عمل آوردند ولی این کار به مذاق اراده های سیاسی حاکم بر استان خوش نیامد و ما را مقصر جلوه دادند اگر آنها معترض بودند به اندیشه های امام علی (ع) معترض بودند. من الان هم به آن جلسات سخنرانی افتخار می کنم و احساس نمی کنم که کار اشتباهی انجام داده ام. وزارتخانه هم در این مورد هیچ برخوردی صورت نداد و آقای مهاجرانی هم گفت که نباید از انتقاد فرار کنیم.
ولی منتقدان این عمل هیچ اعتراضی به فرمایشات امام اول شیعیان نداشتند بلکه به نحوه مصداق سازی و سوء استفاده از عواطف مردم در جهت ناپسند جلوه دادن یک تفکر سیاسی اعتراض داشتند. آقای مهاجرانی می گویند که با انتقاد مشکلی ندارند ولی با سوء استفاده از عواطف مذهبی مردم چطور؟
قطعاً موضوع سوء استفاده مطرح نبوده هر چند که در مورد اراده های سیاسی آن زمان عکس قضیه هم صادق بود. یعنی دیگران هم در آن عرصه از عواطف و احساسات و هیجانات اجتماعی نسل امروز برای بیان منویات سیاسی خود استفاده می کردند. بنابراین، این امر نمی تواند مورد مناقشه قرار گیرد.
اگر بخواهیم برگردیم به ده سال قبل، آیا بوده که تصمیمی را در آن برهه اتخاذ کنید ولی امروز به این نتیجه برسید که باید خلاف آن عمل
می کردید و یا بالعکس؟
قطعاً بشر جایز الخطاست بنابراین هر انسانی چون معصوم نیست در طول زندگی اشتباهات و ایراداتی داشته باشد و من نیز از این مقوله مستثنی نیستم ولی احتمالاً چون آمادگی قبلی ندارم و بیشتر مربوط به مرور خاطرات می شود در نتیجه نمی توان پاسخ شفاهی داد ولی احتمال آن را رد نمی کنم.
برویم سر دور دوم مدیریت شما که برخلاف دور اول چندان پر کار نبودید و آن شور و شوقی که دفعه قبل در بین هنرمندان پدید آوردید کمتر شاهد بودیم!
من البته در این ارتباط با شما هم عقیده نیستم.
من مثال می زنم. تعداد فیلم ها و تئاترهای تولید شده، تعداد کتاب های به چاپ رسیده، تعداد کنسرت های برگزار شده و سایر حیطه ها قابل مقایسه با آن دوره نیست. اضافه بر آن با حذف جشنواره ها عملاً انگیزه در بین هنرمندان بخصوص تئاتری ها از بین رفت!
من برای شما متأسف هستم. چرا که ما گزارشات متعددی از برگزاری مراسمات در همین فرهنگسرای فدک داریم از موسیقی و تئاتر گرفته تا فیلم و سایر عرصه ها.
بیشترشان مال سایر مراکز مثل حوزه هنری و... بود مسابقات موسیقی مقامی و تئاتر ماه و داستان نویسی و... ما در همه این برنامه ها حضوری فعال داشتیم.
در خوشبینانه ترین حالت یک برنامه مشارکتی بود!
در برخی موارد اعتبارات فرهنگی ارشاد وصول نشده و برنامه با مشارکت حوزه هنری اجرا شده و بالعکس مثلاً مسابقه شعر و داستان سبلان. الویت بنده برنامه های مشارکت جویانه بود.
برنامه هایی با مشارکت اداره میراث فرهنگی و صنایع اقلام تبلیغی آنها می توان اسم اداره کل فرهنگ و ارشاد استان را مشاهده کرد بنابراین لزوماً این گونه نیست که برنامه ها را به صورت مستقل انجام دهیم. چرا که ما باید این مشارکت همگانی را رفته رفته تمرین و ممارست بکنیم. مثل جشنواره کوچ عشایر، موسیقی آئینی کشور و... اما اینکه این برنامه ها کافی بودند یا نه بنده با شما هم عقیده هستم مثلاً در حوزه نمایش ما در سال های اخیر دچار یک نقیصه بودیم که برمی گشت به سیاست های کلان وزارتخانه که به تعطیلی جشنواره ها انجامیده بود و بیشتر جشنواره های تخصصی را مدنظر داشتند.
سؤال من هم بیشتر ناظر به همین موضوع بود که آیا این سیاست های محدود کننده از بالا اعمال می شد یا نه سیاست های داخلی ارشاد اردبیل این گونه بود؟
بله... در حوزه فرهنگ، اعتبارات فرهنگی که تخصیص یافته کفاف اجرای برنامه متنوع فرهنگی و هنری را نمی داد و به همین خاطر ادارات کل با مشکلات عدیده مالی دست به گریبان بود ولی با تمام اینها ما در تمام شهرها مجتمع های فرهنگی و هنری احداث کرده ایم اما به صورت نرم افزاری و در جهت تأمین امکانات مورد نیاز برای انجام فعالیت های فرهنگی – هنری با مشکلات مواجه بودیم که منجر به می گشت. امیدواریم که سیاست های راهبردی دولت نهم و دولت های آینده در حوزه فرهنگ تؤام با نگاهی مهربانانه تر از نگاه امروز باشد تا دغدغه رهبری نظام که فرمودند «از حوزه فرهنگ رفع مظلومیت شود» رفع گردد. شایسته نیست فعالان عرصه فرهنگ که دغدغه معرفت شناسی در قلب آنها موج می زند با نقصان های مالی مواجه شده و در بروز خلاقیت های خویش با مشکل مواجه شوند.
شما در یک جمع خصوصی گفتید که اعتبار تخصیص یافته به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اردبیل به اندازه یی ناچیز است که شما شرمتان
می آید آن رقم را اعلام کنید. احساس نمی کنید با آن رقم بشدت پایین مدت های مدیدی برای ساختن آن مدینه فاضله باید صبور باشیم.
قطعاً اگر این روند ادامه پیدا کند و اعتبارات مورد نیاز حوزه فرهنگ تخصیص نیابد، در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد و باید پاسخگوی کارهای نکرده آینده مان باشیم و برای تمامی انحرافات فکری، اخلاقی و اجتماعی جامعه که از فرهنگ نشأت می گیرد نه تنها در این دنیا بلکه در آخرت هم پاسخگو باشیم.
این اواخر شایعاتی در مجامع مختلف استان دهان به دهان می چرخید که حاکی از اختلافات شما با مسؤولان ارشد استان بود که در نهایت به قطع همکاری شما با دولت نهم انجامید آیا واقعاً قضیه بازنشستگی بود یا اینکه نه، شما نتوانستید همگام با سیاست های دولت نهم حرکت کنید و در نتیجه به همکاری شما خاتمه داده شد؟
نه مطلقاً این گونه نبود و این شایعات را قویاً تکذیب می کنم و من هیچ اختلافی با شخص استاندار و ائمه محترم جمعه نداشته ام. اما خب ممکن است که بخشی از لایه های زیرین مدیریت های راهبردی جامعه نسبت لغو شدن برخی از برنامه های پیش بینی شده به برنامه های ما منتقد باشند و طبیعتاً هم اینگونه است اما این امر یک امر بازدارنده و یک مشکل اساسی سر راه بنده و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی محسوب نمی شود.
ولی خب در هر صورت بخشی از نیروهای سیاسی استان نسبت به همگرایی صددرصد شما با برنامه های فرهنگی دولت نهم تردید داشتند و ترجیح می دادند یکی از نزدیکان فکری خودشان را در آن پست ببینند. این که دیگر قابل کتمان نیست؟
البته اشخاصی چنین شائبه هایی را در ذهن دارند که با هر بهانه یی و سر هر صحبتی نام و عنوان دولت و دولتمردان مطرح شود و چون این عناوین را از زبان یک مدیر فرهنگی استماع نمی کنند در نتیجه این چنین تصوری در ذهن شان شکل می گیرد. من توجه این عزیزان را به این نکته جلب می کنم که اصول گرایی با دولت نهم پا به عرصه وجود نگذاشته و اصولگرای نخستین این انقلاب معمار کبیر و فقیدش امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب است و هر کس که خود را معتقد به نظام و رهبری بداند یک اصول گرایی واقعی است و هر کس که در جهت تحکیم منویات اسلام و انقلاب قدم بردارد هر چند بی آرم و بی نشان باشد اصول گراست و با اشخاصی که اینگونه فکر می کنند حتماً پایه های اصول گرایی را مقارن با دولت نهم و دولت های آینده بدانند مخالف هستم.
این روزها رسم شده است که تعدادی از مسؤولان اهتمام جدی در جهت نفی کامل گذشته بورزد شاید از این ناحیه هم تحت فشار بودید نه؟
همه خادمان نظام با هر گرایش سیاسی که از منابع رسمی حکم گرفته و مورد تأیید مردم بوده اند اگر در مسیر فعالیت هایشان انحراف جدی نداشته اند
سرمایه های معنوی نظام محسوب می شوند. در فرمایشات اخیر مقام رهبری هم به کرات شاهد بودیم که نسبت به تخریب رقبا هشدار می دادند. بنابراین نه مردم و نه نظام هیچ سودی از نفی گذشته عایدشان نمی شود و هر کس در طول این سی سال قبول مسؤولیت کرده اند در حد امکان در جهت توسعه کشور تلاش کرده اند و ما نباید همه آنها را زیر سؤال ببریم هر چند که به عنوان مثال در قالب دولت نهم نباشد.
جناب آقای شکیبا در سه سال اخیر که شما مدیریت فرهنگ استان را بر عهده داشتید یک نگاه تبعیض آمیز نسبت به نشریات منتقد دولت بر اداره کل غالب بود که حتی در توزیع یارانه ها هم خودش را نشان می داد، حتی شایعه ای در بین مطبوعاتی ها وجود داشت که با این کار با نشریات اصلاح طلب برخورد شود!
من به این انتقاد شما یک نقد دارم چرا که همه نشریات استان از این یارانه ها برخوردار بوده اند و ما به عنوان متولیان امر نه از طرف وزارتخانه مأمور کم توجهی به مطبوعات منتقد شده بودیم و نه در درون خودمان این احساس را داشتیم بلکه هر نشریه یی با توجه به آیتم های در نظر گرفته شده از قبیل تیراژ، نوع کاغذ مصرفی، نحوه انتشار و... مورد ارزیابی قرار می گرفت و براساس آن از یارانه های دولتی استفاده می کردند اما اینکه مطبوعات منتقد دولت در
استان مشمول بی مهری شده و تحت فشار قرار می گیرند فقط برداشت شخصی خود مطبوعات می تواند باشد.
من اعتقاد دارم اگر نقد بر پایه علمی بنا شده باشد منطقی نیست که در برابرش صف آرایی کنیم. اما اعتقاد کلی بنده این است که ما باید آستانه تحمل مان را بالاتر ببریم تا باعث رشد عقلانیت در جامعه شویم. ما باید عرصه را برای کسانی که عقل مندانه وارد میدان می شوند باز بگذاریم.
آقای شکیبا به گواه پژوهشگران اداره کل ارشاد، نشریه مهر اردبیل در دو سه سال اخیر بیشتر حجم مطالب تولیدی و کامل ترین صفحات را بین مطبوعات اردبیل دارا بود. از نظر تیراژ و ترتیب انتشار هم فکر نکنم چیزی از سایر نشریات کمتر داشته باشد ولی چگونه می شود که در بحث توزیع یارانه ها تفاوت فاحشی بین رقم دریافتی اش با برخی نشریات استان ملاحظه می شود؟
فارغ از رویکردهای سیاسی نشریه و تعلق خاطری که گردانندگان نشریه نسبت به برخی از نیروهای سیاسی دارند بنده به عنوان یک خواننده به نشریه مهر اردبیل ارزش قائل هستم ولی اگر بخواهیم ارزیابی منصفانه بکنیم شخصاً اعتقاد دارم که نشریه مهر اردبیل در بین نشریات استان از جایگاه خوبی برخوردار است.
ولی ما این «جایگاه خوب» را در این سه سال چندان احساس نکردیم!
من فکر می کنم که از طرف اداره کل ارشاد کوتاهی صورت نگرفته و اگر حقی بود ادا شده است. فقط یک بار که قرار بود یک نفر به نمایندگی از چند
نشریه یارانه ها را از تهران دریافت کند کوتاهی کرد و آخر کار سرنوشت آن یارانه مشخص نشد. ولی با این حال من از تمامی کسانی که احساس می کنند در طول مدیریت بنده دچار تضییع حق شده اند، عذرخواهی می کنم.
برای آینده چه برنامه هایی دارید؟ نمی خواهید روزنامه نگار شوید؟
من معتقد هستم که این یک فرصت طلایی ست که در اختیارم گذاشته شده و می خواهم بقیه عمر را در حوزه فرهنگ سپری کنم. تعدادی از تألیفات ناقص دارم که می خواهم آنها را تکمیل کنم بعدها هم شاید ارتباطم را با نشریات بیشتر کردم چرا که هم به این حیطه علاقمندم و اعتقاد دارم می تواند تأثیر بسزایی در رشد عقلانیت و تقویت زیرساخت های فرهنگی جامعه داشته باشد و همچنین خودم را هم خیلی دور از این دایره نمی دانم و فکر می کنم به عنوان یک اهل رسانه در خدمت شان باشم.